رویکرد نئوکلاسیک در موسیقی ایران
تا حدود بیست سال پیش، اصطلاح «موسیقی کلاسیک ایرانی» در داخل مرزهای امروزین ایران، فقط به مجموعهی میراث شفاهیِ دورهی قاجار (اواخر قرن هجدهم تا اوایل قرن بیستم) اطلاق میشد؛ مجموعهای که اساساً بر پایهی گروهی از ملودیهای غالباً غیرمتریک، موسوم به «ردیف» بنا شده بود که هم بهعنوان ابزاری برای آموزش موسیقی و هم بهمنزلهی «الگو و مرجع» بداههنوازی در اجراهای هنری به کار میرفت.
در میان موسیقیدانان ایرانی، ویژگیها و زیباییشناسی این رپرتوار قاجاری — از نظام مُدالِ هفت دستگاه گرفته تا سلطهی گونهی غیرمتریکِ «ساز و آواز» (بهویژه غزلخوانی با همراهی ساز) بر همهی گونههای موزون — از دیرباز «ماهیت و هویت موسیقی هنری ایران از روزگار کهن» پنداشته و معرفی میشد.
اما در دهههای اخیر، چند رخداد پایههای این باور را به لرزه درآورد. یکی از نخستین رویدادها را باید مطالعهی فزاینده و عمیق رسالههای موسیقاییِ نظریهپردازان قرون میانه، همچون صفیالدین اُرُمَوی (درگذشته ۱۲۹۴ میلادی) و عبدالقادر مراغی (درگذشته ۱۴۳۵ میلادی)، دانست. شماری از موسیقیشناسان روشنگر دریافتند که توصیفهای این متون از ژانرها و شیوههای اجراییِ موسیقی (هرچند فاقد نتنگاری دقیق، جز چند نمونهی پراکنده) با برخی از جنبههای بنیادینِ موسیقی قاجاری تفاوتهای چشمگیر دارد. عامل بعدی فرا رفتن از مرزهای سیاسی به سوی مرزهای فرهنگی از سوی موسیقیدانان و موسیقیشناسان ایرانی در این سالهاست که باعث آشنایی با اعضا یا به بیانی بهتر وارثانِ دیگرِ این خانوادهی بزرگ موسیقی (موسیقی ایران-عرب-ترک و آسیای میانه) شد. نتیجهی این شناخت دستیابی به مواد موسیقاییِ آشنا و غنی اما مفقود در موسیقی قاجار بوده است. این دومی از آنجا که در حوزهی عمل موسیقی است، تاثیر به مراتب جدیتری در این گذار ایفا کرده است.
برآیند همهی این جستجوها، تلاشها و یافتهها در دو دههی اخیر گرایشی را میان جمعی از موسیقیدانان ایرانی به وجود آورد که موسوم به جنبش "نئوکلاسیک" است. موسیقیدانان این گرایش به طور عام با کلاسیک دانستن موسیقی مکتب منتظمیه (به ویژه در قلهی آن یعنی قرنهای هفتم تا نهم هجری) برای گسترش مرزهای علم و عملِ موسیقی معاصر ایران در تلاشند. این سبک موسیقی که حدود بیست سال پیش، همزمان با شناخت علمیِ تفاوت میان کلاسیکگراییِ پیشاقاجاری و سنتِ جانشینِ قاجاری پدید آمد، از یکسو در احیای آثار فراموششدهی سدههای گذشته و از سوی دیگر در آهنگسازی آثار معاصر بر پایهی عناصر شاخصِ کلاسیکگراییِ پیشاقاجاری میکوشد. متن زیر مبانی اساسی این رویکرد به ویژه در زمینهی آهنگسازی بر اساس این گرایش را در بردارد.
سبک نئوکلاسیک موسیقی ایرانی
برگزیدن نام نئوکلاسیک برای این سبک بر اساس کلاسیک دانستنِ مکتب موسیقیِ "منتظمیه" (قرنهای هفتم تا نهم هجری) بهدلیل اهمیت خاصِ جنبههای فُرمالِ موسیقی در این دوره است. فعالیت در این شیوه مبتنی بر احیای ویژگیهای موسیقی این دوره با گرایشی نو به منظور دستیابی به یک سبک معاصر آهنگسازیِ هنریِ ایرانی به شرحی است که در ادامه خواهد آمد.
در این شیوه اعتقاد بر این است که ظرفیتهای آهنگسازی در سبکِ امروزیِ موسیقی ایرانی همواره محدود بوده و اکنون بهحد اشباع از همین ظرفیتهای محدود بهرهبرداری شده است. سبک نئوکلاسیک موسیقی ایرانی این محدودیتها را اساساً در چهار مؤلفهی مختلفِ ۱) فرم، ۲) ریتم، ۳) پیوند کلام و موسیقی و ۴) مُدگردی میبیند و میکوشد که آنها را، با رعایتِ بنیادهای هویتسازِ موسیقی ایرانی، از میان بردارد. رئوس مواردی که برای نیل به این هدف و دستیابی به شیوهی خاصِ آهنگسازیِ مد نظرِ این سبک لازمالاجراست از این قرار است:
۱- تولید و عرضهی موسیقیِ هنری به دور از ملاحظات تجاری (که اغلب با خوانندهسالاری، ستارهسازی و نمایشهای صحنهای و مواردی از این دست ارتباط مییابند). این اصل پایه و مبنای فعالیتهای موسیقایی در موسیقیِ نئوکلاسیک است و بدون رعایت آن وفاداری به اصول دیگر این سبک که در ادامه میآید دشوار خواهد بود.
۲- برتری دادنِ موسیقی بر کلام و پرهیز از شعرمحوری در آثارِ آوازی با اجتناب از ساخت تصانیفِ صرفاً هجایی یا ملهم از اوزان شعری. بهکارگیریِ شیوهی تحریری (ملیسماتیک) برای بهموسیقیدرآوردنِ کلام، در عین استفاده از ترنمها برای تأمینِ پویاییِ ملُدیک.
۳- پرهیز از اصل قرار دادنِ رویکردهای بداهه یا نیمهبداهه در برنامه، اعم از ساز و آواز غیرِمتریک (با وزن آزاد)، یا ضربینوازی و ضربیخوانی و از این دست. بدیهی است بهرهگیری از بداهههای سازی یا آوازیِ کوتاه در حاشیهی آهنگسازیهای متریک، به اشکال دلخواه (از قبیل مقدمه، وصل و یا غیره) از عناصر هویتیِ سبک نئوکلاسیک است. اما در این سبک، بداهه جوهر موسیقی ایرانی دانسته نمیشود و تنها همچون امکانی در کنار آهنگسازی به حساب میآید.
۴- بهرهگیری از میراث مکتوب موسیقی کلاسیک قدیم ایرانیـ عربیـ ترکی و رجوع به فرهنگهای موسیقاییِ همسایهی ایران (فرهنگهای کلاسیکِ عربی، ترکی، تاجیکیـ ازبکی) در زمینهی ریتم (ایقاع، اصول) و پیوند شعر و موسیقی و فرم؛ مانند:
الف) استفاده از اصول و دورهای ایقاعیِ قدیمِ مندرج در رسالات یا فعلاً موجود در موسیقیِ فرهنگهای همجوار و یا ابداع دورهای تازه بر اساس اصولی که از این منابع استخراج میشود.
ب) توجه ویژه به فرم، با استفاده از فرمهای کلاسیکِ مکتب منتظمیه یا فرمهای فعلاً موجود در موسیقیِ فرهنگهای همجوار و یا ابداع فرمهای تازه بر اساس اصولی که از این منابع استخراج میشود جهت تأمین انسجام و یکپارچگی آثار.
۵- مبنا قراردادنِ نظامِ بازِ مُدال بههمراهِ بهرهگیری از ظرفیتهای مُدالِ موسیقی دستگاهی به شکل کاملاً آزادنه و فارغ از قراردادهای تثبیتشده. توجه ویژه به مدگردیهای غیرکلیشهای و متنوع. (ساختن مدهای جدید و نیز بهرهگیری از مدهای رایج در موسیقیهای همسایه امکانپذیر است، اما جزو اصول این سبک محسوب نمیشود.)
۶- ارجحیتِ بهرهگیری از شعر و کلامِ نوپدید یا معاصر بهجای استفاده از شعرِ شاعرانِ کلاسیک.
۷- ارجحیتِ تدوین برنامهی کنسرتیِ کامل به شکلِ «نوبت» با فرمِ ترکیبیِ معین؛ هرچند ساخت تکقطعهها نیز دراین سبک پذیرفته میشود.
۸- الهام از ایدههای آهنگسازانهی سایر فرهنگها به شرط سازگاری با بنیادهای هویتساز موسیقی ایرانی.
۹- بهبود ارکستراسیون و سازبندی و گسترش محدودهی صوتی در موسیقی ایرانی. هستهی اصلی ارکستر در این سبک باید مرکب از سازهای حوزهی ایرانیـ عربیـ ترکی باشد.
۱۰- استفاده از فنونِ ابتکاریِ چندصداییکردنِ موسیقی بهشرط اینکه با مؤلفههای هویتسازِ موسیقی ایرانی ناسازگار نباشد در این سبک امکانپذیر است، اما جزو اصول آن محسوب نمیشود.
۱۱- طراحی و اجرای پروژههای تلفیقی، فیوژن، وُرلد میوزیک، گفتگوی فرهنگها و از این دست در این سبک جایی ندارد.
۱۲- بدیهی است که مسألهی هترفونی از ضروریات اجرا در این نوع آهنگسازی است. بنابراین، هترفونی ولو به صورتِ از پیش نوشته شده در کار آهنگسازان این سبک باید لحاظ گردد. ضبط آثار نیز بالنتیجه میباید به صورت آنسامبل انجام پذیرد.
۱۳- اجرای کارگان آهنگسازان قدیم (قبل از موسیقیِ قاجاری) و کارگان هنریِ سنتهای همسایه (به ویژه همراه با ایرانیسازیِ آنها) برای پیشبرد آهنگسازی در سبک نئوکلاسیک موسیقی ایرانی اهمیت ویژهای دارد و در کنار آهنگسازی، که هدف نخست این مکتب است، توصیه میشود.
به این ترتیب سبک نئوکلاسیک بیش از هر چیز به عناصر موسیقیِ کلاسیک ایران پایبند و دارای اصولی مشخص و رویکردی هدفمند است و یک حرکت تجربی به حساب نمیآید. فعالیت در سبک نئوکلاسیک و پذیرش این اصول به معنی عدم فعالیت در گونههای دیگر موسیقی نیست، اما بدیهی است که تنها اثر هنریای که بر اساس این اصول پدید میآید در حیطهی سبک نئوکلاسیک شناخته خواهد شد. امید آنکه این سبک با اقبال موسیقیدانان و همچنین مخاطبان پرشمار مواجه شده تبدیل به جنبش و سپس مکتبی در تاریخ موسیقی ایران شود.
|